اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «داستانی شنیدنی از شیخ مفید» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
مفيد اصلا از اهل «عكبرا» از جايى موسوم به «سويقة ابن بصرى» بود، او با پدرش ببغداد آمد، و نزد ابو عبد اللَّه معروف بجعل در محله «درب رباح» مشغول بتحصيل شد، سپس بمجلس درس ابو ياسر غلام أبى حبيش كه در محله «دروازه خراسان» تدريس ميكرد حاضر شد، ابو ياسر (كه پس از چندى از بحث با او و پرسشهايش عاجز شد) بدو گفت: چرا بنزد على بن عيسى رمانى نميروى؟
و در علم كلام و ساير علوم اسلامى از او استفاده نميكنى؟ مفيد فرمود: من او را نمىشناسم تو براى راهنمائى كسى همراه من بفرست تا مرا بمجلس او راهنمائى كند. ابو ياسر يكى از شاگردان خود را همراه او كرده نزد رمانى فرستاد.
دنباله داستان را مفيد چنين نقل ميكند:
من كه بمجلس رمانى درآمدم ديدم مجلس او پر از فضلا و دانشمندان است و همان دم در نشستم و بتدريج كه مردم ميرفتند و خلوت ميشد من نزديكتر ميرفتم، در اين ميان مردى وارد شده گفت:
كسى دم در خانه از اهل بصره است و اجازه ورود ميخواهد! رمانى پرسيد: از دانشمندان است؟
آن مرد گفت: نميدانم جوانى است ميخواهد بنزد شما بيايد، رمانى اجازه داده وارد شد، و او را اكرام كرده شروع بصحبت كردند. سخن بدرازا كشيد تا اينكه آن مرد برمانى گفت: چه ميفرمائيد در باره حديث غدير و داستان غار «1»؟ رمانى گفت: اما داستان غار درايت است (و چيزى است مسلم و معلوم) و اما حديث غدير روايت است (و منقول) و آنچه از درايت بدست آيد از روايت مستفاد نگردد؟ مرد بصرى ديگر نتوانست سخنى در پاسخ رمانى بگويد و از مجلس برخاسته بيرون رفت.
مفيد گويد: من در اين هنگام پيش رفته باو گفتم: جناب استاد سؤالى دارم؟ گفت: بگو
ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى، مقدمه، ص: 16
گفتم: چه ميگوئيد در باره كسى كه بر امام عادلى خروج كند و با او بجنگد؟ رمانى گفت: كافر است، دوباره گفت: نه فاسق است، من گفتم: در باره امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام چه گوئى؟
گفت: او امام است، گفتم: در باره جنگ جمل و طلحة و زبير چه ميگوئيد؟ گفت: آن دو نفر از كردارشان (كه بجنگ على آمدند) توبه كردند! من گفتم: اما داستان جنگ جمل درايت و مسلم است، و اما حديث توبه كردن آنها روايت و منقول است؟
رمانى گفت: آيا تو هنگامى كه آن مرد بصرى آن سؤال را از من كرد حاضر بودى؟ گفتم:
آرى گفت: اين سخن تو در مقابل آن سخنى كه من گفتم (يعنى روايتى بروايتى، و درايتى بدرايتى)! آنگاه پرسيد: تو كيستى و پيش كداميك از علماى اين شهر درس ميخوانى؟ گفتم: من معروف بابن المعلم هستم و نزد شيخ ابو عبد اللَّه جعل درس ميخوانم، گفت: بنشين تا من بازگردم.
من نشستم و او باندرون خانه رفت و پس از لحظهاى برگشت و نامهاى سر بسته بمن داد و گفت: اين نامه را باستادت بده، من نامه را بنزد او آوردم، ابو عبد اللَّه جعل (استاد من) نامه را گرفته شروع بخواندن كرد، و هم چنان كه ميخواند بخنده افتاد، سپس بمن گفت: داستان تو در مجلس او چه بوده كه رمانى سفارش تو را در اين نامه بمن نموده و تو را بمفيد ملقب ساخته؟ من داستان را برايش نقل كردم و او مجددا بخنده افتاد.
این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره داستانی شنیدنی از شیخ مفید میپردازد.

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع داستانی شنیدنی از شیخ مفید همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره داستانی شنیدنی از شیخ مفید میپردازد.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع داستانی شنیدنی از شیخ مفید همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع داستانی شنیدنی از شیخ مفید همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: مریم جعفری